تپش های قلمم

خرید بک لینک
قلمی دارم زیبا وخوش سخن ،دفتر چهار فصل زندگی ام راباقصه هایش پرمیکند صفحه های دفترم ،لحظه هاهستند لحظه های شادی وغم،لحظه هاپشت سر هم میروندقلمم می تپد تپش قلم دفترزندگیمرابه صدایش بیدارمیکند از این تپش ،لحظه ای ناب پدید می اید من این لحظه زندگیم را ازدریای دلم ،هنگامی که موج ها به سمت صخره میروند می گذرانم،ساحل ارامش من ،چشمان من هستند.راستی چه در گوش زمان پچ پچ کردی چشمانم چنان بی تاب وبی قرار دیدارت شده اند.من از ان لحظه که تو در چشم من نگریستی دفتر زندگیم ،دنبال قلم هستند قلمم رامیدهی ؟ !

نظر بدهید لطفا.

نوشته شده توسط سمیرا در 1:51 | لینک ثابت •
دل نوشته...

ما را در سایت دل نوشته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 12:55

صفحه بندی