سلام دوستان خوب هستین ،
شوهرم آنقدر محدودم کرده که با خواهر هام نمیتونم حرف بزنم با برادرام خواهرام .حق رفتن به خونه هیچ کس رو ندارم جز خونه خودشون و خودش فقط باید ببره بیاره.نمیتوانم تا سر کوچه بقالی بروم.قطع رابطه با خواهرها و بردارهایم را دارم .خونه پدری هم نمیبره.اولش کم بود رو دادم پر رو شد.دلم میخواد بمیرم .فقط مادرش پدرش خواهر برادرش زن برادراش را میبینم تمام.
دل نوشته...ما را در سایت دل نوشته دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 30