از صفر تا ۱۰۰ خودم

خرید بک لینک

ص

حرف های دلم
سلام دوستان از کجابگم ؟ از دلی بگم که هیچ وقت شاد نشد یا از خودم بگم که هیچ وقت این دل رو شاد نکردم .
از کارهایی بگم که برام ارزو شدن و ارزو ماندن؟
از شدن ها بگم یا نشدن ها؟
کدوم ها رو بگم ؟
از روزهایی بگم که هیچ تکونی به خودم نمیدم بگم براتون ؟
از خسته شدنام ،از تنهایی هام ،از تلاش نکردنام ،از بی تفاوت موندن و در به دریام بگم ؟
از دل شکستگی هام ؟ از خنثی شدنام ؟ از تموم شدنام ؟ از غم هام ؟از ساده دلیام ؟ از مغروریام ؟از خودخواهیام ؟از بی فکر بودنمام ؟ از بی هدف بودنام ؟چگونه به خودم بیام سال ها گذشت اما دل من دل نشده چه کنم ؟ خیلی دل شکسته ام ؟ خیلی خرابم ؟ شاید مردم حواسم نیست ؟ چی شد که اینقدر ناامید شدم ؟چرا اخه ؟ چرا کسی دوست نداره از بیکاری در بیام کار کنم همه میترسن باز بیمار وافسرده بشم ؟
چرا من خودمو دوست ندارم ؟
چرا اینقدر بی تفاوت شدم ؟ چرا به خاطر بقیه باید کارهایی برا خودم بکنم ؟ چرا حرفهای همه درسته اما دلمو ناراحت میکنه ؟ چرا من روحیه ندارم ؟ چرا تنهام ؟ چرا کار ندارم ؟ من چمه ؟ چرا اینقدر برا خودم اهمیت ندارم ؟چرا به ارزو هام نمی رسم ؟چرا می ترسم ؟چراگریه می کنم ؟ چرا قوی نیستم ؟ کی قلعه ثباتمو ویرون کرده؟کی منو به این روز در آورده ؟چرا این غم تموم نمیشه ؟چرا من روحم شاد نمیشه؟ حرف های دلم
سلام دوستان از کجابگم ؟ از دلی بگم که هیچ وقت شاد نشد یا از خودم بگم که هیچ وقت این دل رو شاد نکردم .
از کارهایی بگم که برام ارزو شدن و ارزو ماندن؟
از شدن ها بگم یا نشدن ها؟
کدوم ها رو بگم ؟
از روزهایی بگم که هیچ تکونی به خودم نمیدم بگم براتون ؟
از خسته شدنام ،از تنهایی هام ،از تلاش نکردنام ،از بی تفاوت موندن و در به دریام بگم ؟
از دل شکستگی هام ؟ از خنثی شدنام ؟ از تموم شدنام ؟ از غم هام ؟از ساده دلیام ؟ از مغروریام ؟از خودخواهیام ؟از بی فکر بودنمام ؟ از بی هدف بودنام ؟چگونه به خودم بیام سال ها گذشت اما دل من دل نشده چه کنم ؟ خیلی دل شکسته ام ؟ خیلی خرابم ؟ شاید مردم حواسم نیست ؟ چی شد که اینقدر ناامید شدم ؟چرا اخه ؟ چرا کسی دوست نداره از بیکاری در بیام کار کنم همه میترسن باز بیمار وافسرده بشم ؟
چرا من خودمو دوست ندارم ؟
چرا اینقدر بی تفاوت شدم ؟ چرا به خاطر بقیه باید کارهایی برا خودم بکنم ؟ چرا حرفهای همه درسته اما دلمو ناراحت میکنه ؟ چرا من روحیه ندارم ؟ چرا تنهام ؟ چرا کار ندارم ؟ من چمه ؟ چرا اینقدر برا خودم اهمیت ندارم ؟چرا به ارزو هام نمی رسم ؟چرا می ترسم ؟چراگریه می کنم ؟ چرا قوی نیستم ؟ کی قلعه ثباتمو ویرون کرده؟کی منو به این روز در آورده ؟چرا این غم تموم نمیشه ؟چرا من روحم شاد نمیشه؟ حرف های دلم
سلام دوستان از کجابگم ؟ از دلی بگم که هیچ وقت شاد نشد یا از خودم بگم که هیچ وقت این دل رو شاد نکردم .
از کارهایی بگم که برام ارزو شدن و ارزو ماندن؟
از شدن ها بگم یا نشدن ها؟
کدوم ها رو بگم ؟
از روزهایی بگم که هیچ تکونی به خودم نمیدم بگم براتون ؟
از خسته شدنام ،از تنهایی هام ،از تلاش نکردنام ،از بی تفاوت موندن و در به دریام بگم ؟
از دل شکستگی هام ؟ از خنثی شدنام ؟ از تموم شدنام ؟ از غم هام ؟از ساده دلیام ؟ از مغروریام ؟از خودخواهیام ؟از بی فکر بودنمام ؟ از بی هدف بودنام ؟چگونه به خودم بیام سال ها گذشت اما دل من دل نشده چه کنم ؟ خیلی دل شکسته ام ؟ خیلی خرابم ؟ شاید مردم حواسم نیست ؟ چی شد که اینقدر ناامید شدم ؟چرا اخه ؟ چرا کسی دوست نداره از بیکاری در بیام کار کنم همه میترسن باز بیمار وافسرده بشم ؟
چرا من خودمو دوست ندارم ؟
چرا اینقدر بی تفاوت شدم ؟ چرا به خاطر بقیه باید کارهایی برا خودم بکنم ؟ چرا حرفهای همه درسته اما دلمو ناراحت میکنه ؟ چرا من روحیه ندارم ؟ چرا تنهام ؟ چرا کار ندارم ؟ من چمه ؟ چرا اینقدر برا خودم اهمیت ندارم ؟چرا به ارزو هام نمی رسم ؟چرا می ترسم ؟چراگریه می کنم ؟ چرا قوی نیستم ؟ کی قلعه ثباتمو ویرون کرده؟کی منو به این روز در آورده ؟چرا این غم تموم نمیشه ؟چرا من روحم شاد نمیشه؟ حرف های دلم
سلام دوستان از کجابگم ؟ از دلی بگم که هیچ وقت شاد نشد یا از خودم بگم که هیچ وقت این دل رو شاد نکردم .
از کارهایی بگم که برام ارزو شدن و ارزو ماندن؟
از شدن ها بگم یا نشدن ها؟
کدوم ها رو بگم ؟
از روزهایی بگم که هیچ تکونی به خودم نمیدم بگم براتون ؟
از خسته شدنام ،از تنهایی هام ،از تلاش نکردنام ،از بی تفاوت موندن و در به دریام بگم ؟
از دل شکستگی هام ؟ از خنثی شدنام ؟ از تموم شدنام ؟ از غم هام ؟از ساده دلیام ؟ از مغروریام ؟از خودخواهیام ؟از بی فکر بودنمام ؟ از بی هدف بودنام ؟چگونه به خودم بیام سال ها گذشت اما دل من دل نشده چه کنم ؟ خیلی دل شکسته ام ؟ خیلی خرابم ؟ شاید مردم حواسم نیست ؟ چی شد که اینقدر ناامید شدم ؟چرا اخه ؟ چرا کسی دوست نداره از بیکاری در بیام کار کنم همه میترسن باز بیمار وافسرده بشم ؟
چرا من خودمو دوست ندارم ؟
چرا اینقدر بی تفاوت شدم ؟ چرا به خاطر بقیه باید کارهایی برا خودم بکنم ؟ چرا حرفهای همه درسته اما دلمو ناراحت میکنه ؟ چرا من روحیه ندارم ؟ چرا تنهام ؟ چرا کار ندارم ؟ من چمه ؟ چرا اینقدر برا خودم اهمیت ندارم ؟چرا به ارزو هام نمی رسم ؟چرا می ترسم ؟چراگریه می کنم ؟ چرا قوی نیستم ؟ کی قلعه ثباتمو ویرون کرده؟کی منو به این روز در آورده ؟چرا این غم تموم نمیشه ؟چرا من روحم شاد نمیشه؟ حرف های دلم
سلام دوستان از کجابگم ؟ از دلی بگم که هیچ وقت شاد نشد یا از خودم بگم که هیچ وقت این دل رو شاد نکردم .
از کارهایی بگم که برام ارزو شدن و ارزو ماندن؟
از شدن ها بگم یا نشدن ها؟
کدوم ها رو بگم ؟
از روزهایی بگم که هیچ تکونی به خودم نمیدم بگم براتون ؟
از خسته شدنام ،از تنهایی هام ،از تلاش نکردنام ،از بی تفاوت موندن و در به دریام بگم ؟
از دل شکستگی هام ؟ از خنثی شدنام ؟ از تموم شدنام ؟ از غم هام ؟از ساده دلیام ؟ از مغروریام ؟از خودخواهیام ؟از بی فکر بودنمام ؟ از بی هدف بودنام ؟چگونه به خودم بیام سال ها گذشت اما دل من دل نشده چه کنم ؟ خیلی دل شکسته ام ؟ خیلی خرابم ؟ شاید مردم حواسم نیست ؟ چی شد که اینقدر ناامید شدم ؟چرا اخه ؟ چرا کسی دوست نداره از بیکاری در بیام کار کنم همه میترسن باز بیمار وافسرده بشم ؟
چرا من خودمو دوست ندارم ؟
چرا اینقدر بی تفاوت شدم ؟ چرا به خاطر بقیه باید کارهایی برا خودم بکنم ؟ چرا حرفهای همه درسته اما دلمو ناراحت میکنه ؟ چرا من روحیه ندارم ؟ چرا تنهام ؟ چرا کار ندارم ؟ من چمه ؟ چرا اینقدر برا خودم اهمیت ندارم ؟چرا به ارزو هام نمی رسم ؟چرا می ترسم ؟چراگریه می کنم ؟ چرا قوی نیستم ؟ کی قلعه ثباتمو ویرون کرده؟کی منو به این روز در آورده ؟چرا این غم تموم نمیشه ؟چرا من روحم شاد نمیشه؟

دل نوشته...

ما را در سایت دل نوشته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:26

صفحه بندی