باز من باز من

خرید بک لینک

لعنت به من که ازدواج کردم همون درد های مجردی رامی کشم خیلی وقتا شدتش بیشتر من میخوام کسی منو ببوسه نازمو بکشه باهاش س ک س داشته باشم بغلم کنه نیست که نیست.خدایا چرا من
تو دنیا غیر من کسی نبود شبیه این براش جور میکردی.من الان شهوات خود را گونه کنترل کنم به کی بگم ؟
خدایا از کودکی مادرم رو ازم گرفتی محبت ندیدم اینم از شوهر . همیشه تنها و دل شکسته بودم الان هم همین طور.امتحان این جوری ندیده بودم.مثلا خدا منو از اساسی ترین نیازم محروم میکنی که چی شود که من خوب شم. یا چی؟که تلافی کنی چیرو؟باشه من هیچ با هیچ بنده ات این کارو نکن.خیلی وقتا دیگه دوستت ندارم مثل قبل .آخه این زندگی هست برام درست کردی .قبلا نماز شب میخوندم الان نمیخونم چون کاری باهام کردی حتی نمازهای واجب هم به زور میخونم چون محبت من به تو کم شده.دلت خنک شده من اینجا احساس جهنم زندگی کردن دارم نه خوشگذرانی نه خنده ای.باشه من همش گریه .کاشکی زود جونمو می رفتی .من گفتم شوهر کنم مثل آدم زندگی کنم نه اینکه گرفتار شم.

دل نوشته...

ما را در سایت دل نوشته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: يکشنبه 24 دی 1402 ساعت: 14:40

صفحه بندی