ای صبح نگارین اورایادم ننداز ای افتاب اردیبهشت مرایادش ننداز. ای
بهار بااین هوای دلکشت مرا مستم کن و یادمن ننداز. . .. ای صبح توچرا رنگینی بااواز گنجشک ها؟یا که زمین باران خورده ات چرا عطر دلدار دارد؟ یا نسیم بهاریت چراخبر از یار دارد؟چون قاصدکی رو سوی اسمان کردم . ارزوهایم را به دست اسمان نهادم،زیرا که تمام اسمان دانند انچه در دل دارم ،کاش این بار قاصدک خبر ازیار اورد یاکه اسمان بعد باران به چشمم رنگین کمان بپاشاند یا انگاه نشاید که من در گوش این باد خنده ای بنوازم که چرا با این همه من همانی هستم که نباید؟مگه این عمر
چند بهار دارد که نخندام ونخندانم که چرا در این هوای اردیبهشت چرا ارام نباشم چراعاشق نباشم عاشق شیرینی عسل است درکام ،،اگر وصال باشد ودلدار باشد وبهارباشد وگل......
دل نوشته...
ما را در سایت دل نوشته دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت: 18:19