سلام دوستان،مشکلات یکی دوتا نیست که یه عالمه مشکل پیداکردم.کاش هیچ وقت دختر بزرگ خانواده نبودم الان میفهمم چقدر سخته .بعد از کارهای خونه وتمیزی خونه که وظیفته ،یه عالمه دردسر هم داری،قدر تو نمیدونن چون اصلا به چشم نمیادکارات.استرس واعصاب هم که داشته باشی که مشکلات ایجادش کردن ، بخای تو زندگی موفق بشی روز به روز پیشرفت نه عرض کنم پسرفت هم میکنیتوکودکی بزرگی ،تو نوجوانی بزرگی اما تو جوانی میشی یه ایینه دق برا خونوادت.من که اونقدر خودمو تو جوونی اذیت کردم هیچ وقت اذیت نکردم. به نظرم نباید به آینده فک کنم چون هر اتفاق بدی هست میفته و من هستم وآرزوهای ته آسمان که بهشون نمیرسم.همش از اطرافیان و همسایگان میشنوم به خودت برس حالا اینو جلو روم میگن پشت سرم خدامیدونه چیا میگن.نمیدونم مصمم نیستم تو اهدافم که موفق نمیشوم یا چی؟خدایا
چیکار کنم؟
دل نوشته...
ما را در سایت دل نوشته دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: چهارشنبه 7 فروردين 1398 ساعت: 11:48