تمام انچه در دلم انباشته شده بود وبعد از نوشتن خالی شدم.

خرید بک لینک
امروز ۲۸بهمن ۹۵ هست.دلتنگی هست؟افسردگی هست؟خسته شدن هست؟نیاز به تفریح وهیجانی است؟به چه چیز نیاز دارم؟خودم را زیاد اذیت کردم ؟ گاهی دوست دارم از خودم انقدر دور شوم دور شوم خیلی دور انقدر دور که به یکی دیگر تبدیل شوم چون تحمل خودم را ندارم میخاهم انقدر تغییر کنم خیلی تغییر تا از خودم چیزی باقی نماند. خودم مرااز پای در می اورد.میخاهم اطرافیانم مرا مثل خودم نداننند میخاهم ان کسی باشم که همه هستند میخاهم فقط به فکر خودم باشم اما انقدر در دیگران حل شده ام که خودم را فراموش کرده ام اهای خودم ،چه بر سرت امده؟با خودت چه کرده ای ؟چرا به عقل نمیای؟چرا همه چیز را تمام نمیکنی ؟چرا سردر گم هستی؟تاکی مینالی؟تاکی ادای خوب بودن درمی اوری؟تا کی همه غم هاتو تو خودت میریزی؟تا کی تنهایی را به همه چیز ترجیح میدهد؟تا کی ؟ادم باش بفهم عقلت را به کارببر.هیچ چیز این دنیا ارزش ندارد.تا کی تکلیفت را با خودت روشن کن .اتش عشقت راخاموش کن بت هایت رابشکن!خودت راخلاص کن!تومیتوانی!خودت رادور بریز!یک خود خوب را انتخاب کن جایگزین کن حالت را خوب کن؟اهای زمونه خستم میفهمی خستم !از حرف مردم !از بی توجهی ها؟از افراط وتفریط؟از بی خیالی بعضی ها وخودخوری خودم؟راستی کاسه صبر چیست؟تست پر از صبرم لبالب شده ؟چرا همه با من مثل بقیه رفتار نمی کنند؟چرا من احساساتی هستم؟چرا مثل کودکی هایم براخودم اهمیت قایل نمیشوم چرا من فکر خودم نیستم؟چرا از بی خیال شدن هم خسته شدم؟چرا من جرات وشهامت قبل ژاندارم؟چرا دوگانگی مرتبه دیوانگی واداشته؟چرا گاهی از بچه ها هم کم می اورم؟چرا خوشحال بودن هایم از من سلب شده اند؟چرا از زندانی که خودم برای خودم ساختم (که بقیه هم کمکم کردن)خودم را خلاص نمیکنم.شاید راه حل را از هیچ کس نپرسیدم ؟شاید کسی نمیخاهد کمکم کند؟اما من میخاهم خودم مشکلم را حل کنم؟اما بسیار کم اورده ام؟یه روز هایی فک میکنم فکر چرا واقعیت محبت کم و بسیار زیاد توجه کم و توجه زیاد ادم ها را به مرز جنون میبرد؟من در خودم خلا یی دارم که نمیدانم به چه چیز پر میشود؟واقعا بعضی اوقات فک میکنم ادم باید خودش کامل باشد تا ازدواج کند ولی فکر من اشتباه بوده به خاطر همین نصفه نیمه بودن ،ما باید ازدواج کنیم؟اخر چرا نمییشه تنهایی کامل بود؟تورو خدا زیاد یا کم کسی را دوست نداشته باشید؟حد اعتدال را رعایت کنید؟تو رو خدا زیاد سخت نگیرید تو رو خدا هیچ وقت با احساس حرف نزنین؟تو رو خدا هیچ وقت با کسی که دوستتان دارد سرش فریاد نزنین؟همه اینها کنترل ومراقبت میخاهدکنترل ،فرماندهی خود را از دست ندهید؟هیچ وقت نگزارید بغض هایتان جمع شود ؟هیچ وقت یه چیزی را تا زمان پر شدن خالی نکنین برا بعضی چیزا حا بگزارید؟اخرین حد را نگه دارید؟تورو خدا همدیگر وخودتان را اذیت نکنین.امیدوارم حالتون خوب وخوش باشه واگرکل متن را خوانده اید نظراتتان را برایم بفرستیم.ممنونم.

دل نوشته...

ما را در سایت دل نوشته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 14:53

صفحه بندی