سلام دوستان وبلاگی خوبین ؟خوشین؟چه خبر؟خوش میگذره ؟
من امروز به خودم که نگاه میکردم یه کم دلسرد شدم از گفته یکیاز اعضای خانواده که گفت تو سی سالگی هنوز داره درس میخونه میخاد کنکور بده ؟با لحن بد گفتا.
من زبون به دندان گرفتم هیچی بهش نگفتم اما به خاطر این حرفش هم شده شبا تا صبح و صبحا تا شب درس میخونم تا از رشته ای که خدا بخواد قبول بشم من میدونم سخته اما ممکنه .
خدا خودش تو دلم انداخته تو تلاشتو بکن حداکثر تلاشتو بکن بقیش بامن ،با بقیش کاری نداشته باش.
قربونت برم خدا جونم
بغضم گرفت.دوستت دارم خدا جونم هیچ وقت تنهام نزار . خدایا قربون بزرگیت برم کمکم کن خیلی دوستت دارم.خدایا صدایت میکنم وازت میخواهم تو این راه کمکم کنی و گره بخت منو باز کنی تا منم متاهل شوم و از حرف های نامادری و بقیه رها شوم و سر و سامان پیدا کنم ای قادر متعال.
ما را در سایت دل نوشته دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 148