زیارت وااقعی قسمت چه كسی میشود؟ شاید اگر همه زیارت به این بود كه: بار سفر ببندیم و با قطار یا اتوبوس یا ماشین شخصی، خود را به مشهد برسانیم، چند روز بمانیم و برگردیم، كار خیلی ساده بود و همه طلبیده میشدند! اما موضوع به همین سادگی نیست، نمیتواند باشد. زیارت، یعنی تلاش برای ارتباط برقرار كردن با انسان كاملی كه واسطه فیض خداوند است و مسئول راهبری تو، هم ملزوماتی میخواهد و هم الزاماتی دارد. مگر انسان برای طی یك سفر فقط به كنسرو و كالباس و بنزین و بلیط احتیاج دارد؟ چشم و گوش و دل و جانت باید آماده، گوش به زنگ و هوشیار باشد. با تمام وجود باید بجهی در این دریای فیض و محبت. مقصود از اين کلام آنست که انسان بداند زمينه اين عمل از طرف خداوند وکششي است که از طرف معصومين(ع) فراهم مي شودو اعمالي سبب پيدايش اين موفقيت مي گردد.تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.گفتني است طلبيدن ،همان توفيق و موفقيت در اعمال است. عواملي كه در موفقيت زيارت دخالت مي كنند متعدد است؛ 1. تلاش و همت خود انسان، 2. فراهم شدن شرايط از سوي ديگران.3 خواست خداوند و جور شدن امور.اما برتر از همه اراده ها و موفقيت ها و عدم موفقيت ها اراده الهي است. البته اراده الهي براساس عدالت، حكمت و رحمت او مي باشد. اين جاست كه فاكتورهاي متعددي در موفقيت و عدم موفقيت ما دخالت دارد كه از ان به عوامل ظاهري مادي و عوامل ناپيداي معنوي ياد مي كنند. آنچه مهم است. اين است كه ما طبق وظيفه خود عمل كنيم و موانع را تا جايي كه مي توانيم برطرف كنيم و نسبت به ديگران حسادت و يا نگاه كم ارزشي، نداشته باشيم.آنچه مهم است، آن است كه انسان با معرفت به زيارت رود، لذا در روايت دارد «چه بسيارند ضجه زنندگان و چه كم هستند حاجيان» و اگر كسي مي بيند خودش سستي نكرده و تلاش كرده اما باز هم قسمت نشده بداند كه خداوند او را دوست داشته و مي خواسته تشنگي او بيشتر شود و يا غرور او را بشكند. در هر صورت وظيفه ما عمل به وظيفه و رضايت به آنچه خداوند روزي كرده است.بنابر آنچه از مجموع زيارت و روايات به دست مي آيد رحمت خدا بيش تر و پيش تر از غضب اوست. و براي همه انسانها و حتي براي كساني كه داراي خطا هستند اول راه هدايت را باز مي گذارد. مگر آن كه خطاها به قدري تكرار شود كه انسان قابليت هدايت را از دست بدهد. پيامبر(ص) و امامان (ع) و اولياي خداوند نيز همين روش را دارند يعني جاذبه هدايتي آنان بيش تر و پيش تر است و همه را حتي كساني كه داراي خطا هستند مي پذيرند و حتي چه بسا ميل و رغبت معنوي را به طور تكويني در دل پيروان خود بوجود مي آورند. كساني كه مشمول لطف و رحمت شده اند . و رو به سوي خداوند آورده اند و يا موفق به زيارت شده اند. دو گروه مي شوند برخي معنويات آنان بيشتر مي شود و يا از خطاي گذشته پشيمان مي شوند در اين صورت لطف و رحمت به سوي آنان بيشتر سرازير مي شود و برخي نه تنها اصلاح نمي شوند بلكه چه بسا از عنوان حاجي و كربلايي سواستفاده مي كنند. اينان علاوه بر اينكه از بهره هاي معنوي محروم مي شوند و لذت مناجات و زيارت را نمي چشند نزد مردم نيز احترام خود را از دست مي دهند و در آخرت نيز سودي نخواهند داشت.ابتدا بايد توفيق تعريف شود. امام صادق(ع) درباره آيه شريفه «وَ ما تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللَّهِ » (توفيقى برايم نيست مگر به كمك خداوند تعالى) و نيز آيه شريفه «إِنْ يَنْصُرْكُمُ...» (اگر خداى تعالى ناصر شما باشد كسى بر شما غالب نيست و اگر او شما را خوار گرداند...) چنين فرموده اند هر گاه بنده آن طاعتى را كه خداى تعالى امر فرموده انجام دهد كارش بر وفق امر الهى مى باشد و بنده هم به خاطر همين عمل موافق امر الهى موفق ناميده مى شود و هر گاه بنده بخواهد در يكى از معصيت هاى الهى داخل شود پس (از آن) خداوند تبارك تعالى بين بنده و آن معصيت حائل شود (و مانع ايجاد كند) سپس آن بنده هم معصيت را ترك كند خود اين ترك به سبب توفيق خداوند متعالى ناصر مى باشد و هر زمان خداوند بنده را با آن معصيت رها سازد و حائل و مانعش نگردد تا اين كه معصيت را انجام دهد او را خوار گردانيده و ياريش ننموده و توفيقش نداده است بنابراين توفيق يعنى موافقت اعمال با اوامر الهى. اما گاهى واژه توفيق در بين عرف بطور عام تر استعمال مى شود و آن يعنى عمل بر وفق هدف به تحقق بينجامد.
دل نوشته...ما را در سایت دل نوشته دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 56